بررسی ضرب‌المثل‌های گویش گِریمُنج از منظر علم بیان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور خراسان جنوبی،

10.22034/fakh.2020.210335.1375

چکیده

ضرب­المثل­ها به­عنوان یکی از بارزترین جلوه­های ادبیات عامه، نقش مهمی در شناخت فرهنگ و اندیشه مردم دارد. مقاله پیش­رو در نظر دارد ضمن معرفی گویش گریمنج، به­عنوان یکی از قدیمی­ترین گویش­های جنوب خراسان، ضرب­المثل­های رایج این منطقه را از دیدگاه بلاغی بررسی کند، تا دریابد این امثال از نظر کاربرد ایماژ و صور خیال تا چه میزان قابل توجه هستند و کدام­یک از صناعات بیانی در امثال مورد نظر، کاربرد بیشتری دارد. نتایج این تحقیق که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، بیانگر آن است که ارزش بلاغی این امثال بسیار قابل توجه است و از تمام ظرفیت‌های علم بیان درآن استفاده شده است و این نتیجه­ی قدرت تصویرسازی و خیال پردازیِ گویندگان، برای نفوذ در دل­ها و اذهان است. زیرساخت غالب ضرب‌المثل‌ها برپایه تشبیه است اما گرایش به استعاره بویژه استعاره تمثیلی در آنها بیشتر است و بیشتر ضرب­المثل­ها، استعاره مرکب یا تمثیلی هستند. هم­چنین در مثل­های رایج گریمنج از واژگان، مفاهیم و اصطلاحات مربوط به کشاورزی و دامداری و اقلیم مخصوص این منطقه مانند زعفران، وُلگار و ... استفاده شده است. تک‌مصراعی بودن اغلب امثال این گویش، باعث تأثیر بیشتر و تأکید بر پیام نهفته در آن شده است.

کلیدواژه‌ها


-  امامی، حسن؛ ناصری، زهره (1388). "بررسی برخی مختصات نحوی و آوایی گویش قاین". مطالعات فرهنگی - اجتماعی خراسان، سال چهارم، ش 13و 14(پاییز و زمستان): 5- 36.##-بهمنیار، احمد (1381). داستان­نامه بهمنیاری. تهران: دانشگاه تهران.##-پارسا، احمد (۱۳۸۴). "مثل‌ها از نگاهی نو". رشد آموزش زبان و ادبیات فارسی، دوره نوزدهم، ش 75 (پاییز): 7-14.##-تمیم­داری، احمد (1390). فرهنگ عامه. تهران: مهکامه.##-حافظ، شمس­الدین محمد (1387). دیوان حافظ. به تصحیح محمد قدسی. به اهتمام ابوالفضل علی‌محمدی و سیدحسن ذوالفقاری. تهران: چشمه.##-خلف تبریزی، محمدحسین (1363). برهان قاطع. به اهتمام محمد معین. تهران: امیرکبیر.##-دبیرسیاقی، محمد (1361). امثال و حکم دهخدا. تهران: امیرکبیر.##-دهخدا، علی­اکبر. لغت نامه دهخدا. ج 3. ذیل "انبان".##-دهخدا، علی اکبر (1379). امثال و حکم. تهران: امیرکبیر.##-دهمرده، حیدرعلی؛ و دیگران (1386). "کنایه لغزان‌ترین موضوع در فن بیان". نثرپژوهی ادب فارسی، دوره دوم، ش 22 (زمستان): 113-138.##-ذوالفقاری، حسن (1387). "تفاوت مثل با کنایه". دو فصلنامه علمی -پژوهشی پژوهش زبان و ادبیات فارسی، ش 10 (بهار و تابستان): 109-133.##- ذوالفقاری، حسن (1388). فرهنگ بزرگ ضرب­المثل ایرانی. تهران: معین.##- ذوالفقاری، حسن (1389). "زیبایی­شناسی ضرب­المثل­های فارسی". بوستان ادب، دوره دوم، ش 2 (تابستان): 51- 82.##-رحماندوست، مصطفی (1390). فوت کوزه­گری (مثل­های فارسی و داستان­های آن). تهران: مدرسه.##-زمردیان، رضا (1368). زبانشناسی عملی بررسی گویش قاین. مشهد: آستان قدس رضوی، اداره امور فرهنگی.##-سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح (1388). فرهنگ جغرافیایی آبادی­های کشور، استان خراسان جنوبی، شهرستان قاینات. تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح.##-سعدی، مشرف‌الدین مصلح بن عبدا... (1385) کلیات سعدی. تصحیح کاظم مطلق. تهران: اسوه.##-شاطری، مفید (1385). "گذاری بر جغرافیای تاریخی قهستان". فرهنگ خراسان جنوبی، سال اول، ش 1 (بهار): 49-66.##-شفیعی کدکنی، محمدرضا (1358). صور خیال در شعر فارسی. تهران: آگه.##-شکورزاده بلوری، ابراهیم (1372). ده هزار مَثَل فارسی و 25 هزار معادل آنها. مشهد: آستان قدس رضوی.##-عزیزی­فر، امیرعباس (1392). "زیبایی­شناسی ضرب­المثل­های کردی ایلامی از دیدگاه علم بیان". فرهنگ و ادب عامه، دوره 1، ش 2 (پاییز و زمستان): 109-128.##-عسکری، ابوهلال (1989م.). الصناعتین. تحقیق مفید قمحه. بیروت: دارالکتب العلمیه.##-محسنی، مرتضی (1381). "بررسی و تحلیل عنصر بلاغی در پانصد مثل داستان­نامه بهمنیاری". پژوهشنامه علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران، سال دوم، ش 6 و 7 (پاییز و زمستان): 161-192.##-مقداری، صدیقه­سادات؛ مختاری، حسن؛ مختاری، اعظم (1391). زعفرو به مثقال (ضرب­المثل­های قاینی). قاین: اکبرزاده.##-مولوی، جلال­الدین محمد بن محمد (1383). مثنوی معنوی. تصحیح قوام­الدین خرمشاهی. تهران: دوستان.##-میدانی، ابوالفضل بن احمد (1394). مجمع الامثال همراه با معادل فارسی، ج1. ترجمه مصطفی تراویده. تبریز: عصر زندگی.##