مطالعات فرهنگی اجتماعی خراسان

مطالعات فرهنگی اجتماعی خراسان

نقش اعراب و بومیان در گسترش اسلام در خراسان و ماوراءالنهر در قرون اول تا سوم هجری

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ؛ گرایش ایران اسلامی، دانشگاه خوارزمی، ایران
3 استادیار تاریخ اسلام دانشگاه علوم اسلامی شهید محلاتی قم، ایران
چکیده
خراسان و ماوراءالنهر از دوران باستان تا عصر اسلامی یکی از مناطق مهم سیاسی، اقتصادی و راهبردی فلات ایران بوده است؛ تا آن حد که برخی شاهان ایرانی در نبرد با دشمنان خارجی در این مناطق کشته شدند. نمی‌توان مرزهای مشخص و دقیقی برای خراسان در دوره‌ی ساسانی تعیین کرد حتی اسمی جداگانه به نام ماوراءالنهر وجود نداشت. به صورت تقریبی می‌توان گفت حدود شرقی آن به بلخ و طخارستان، از سمت غرب به ری، در شمال به آمودریا یا «جیحون» و از سمت جنوب تا بیابان‌های مرکزی ایران می‌رسید. پس از حمله‌ی اعراب مسلمان به ایران (قرن اول هجری)، خراسان و ماوراءالنهر از جمله مناطقی بودند که به‌آسانی فتح نشدند؛ این مناطق به دلیل برخورداری از موقعیت جغرافیایی، مسائل اقتصادی و دوری از مرکز خلافت از مهم­ترین مقاصد مهاجران عرب به شمار می‌رفتند. با توجه به این امر که خراسان مفتوح اعراب بصره بود، بیشتر، اهالی بصره در این منطقه ساکن شدند. با سکونت اعراب در این منطقه، در ابتدا، بومیان خراسان واکنشی از بی­اعتنایی تا ستیز را در برابر اعراب در پیش گرفتند اما پس از مدتی ایرانیان نیز در کنار اعراب در ترویج اسلام کوشیدند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با روش کتابخانه‌ای درصدد پاسخ به این سوال است که قبایل عرب و بومیان خراسان و ماوراءالنهر در گسترش اسلام چه نقشی ایفا کردند. دستاوردهای این تحقیق نشان می­دهد مهاجرت قبایل عرب و اعراب ناراضی از حکومت اموی و عباسی نظیر شیعیان، در کنار اقدامات موالی، بازرگانان ایرانی، دهقانان و مرزبانان در ترویج آیین اسلام در این منطقه نقش داشته است؛ علاوه بر این موارد، ازدواج اعراب با بومیان، حضور صحابه و ساخت مساجد نیز در این زمینه حائز اهمیت است.
کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

The Role of Arabs and Indigenous People in the Spread of Islam in Khorasan and Transoxiana in the Early Islamic Centuries

نویسندگان English

masoud bahramian 1
mahmud nikou 2
ahmad nezaratizadeh 3
1 Assistant Professor, Department of History Faculty of Literature and Humanities, University of Birjand, Iran
2 Master’s Degree in History (Islamic Iran Orientation). Kharazmi University, Iran
3 Assistant Professor of Islamic History Shahid Mahallati University of Islamic Sciences, Qom, Iran
چکیده English

Introduction
From ancient times through the Islamic era, Khorasan and Transoxiana have been among the most significant political, economic, and strategic regions of the Iranian plateau. These territories were so crucial that even some Iranian kings, such as Cyrus, perished in battles against foreign invaders in these areas. The boundaries of Khorasan—at a time when Transoxiana was not recognized as a distinct region—extended to the deserts of China and the Hindu Kush mountains. While some geographers, such as Ya’qubi, considered Transoxiana a part of Khorasan, others like Istakhri viewed it as a separate entity.
With the advent of Muslim Arab invasions in Iran, Khorasan and Transoxiana were among the regions that proved difficult to conquer. However, their strategic location, economic potential, and distance from the caliphate’s core made them key destinations for Arab migrants. Upon the Arab conquest of Khorasan, many tribes—primarily from the Basra region—began settling there. Factors such as border conflicts, encouragement from the caliphs, economic incentives, tribal support for expansionist efforts, Khorasan’s geography, the suppression of rebellions, and political exile contributed to the large-scale Arab migration to the region.
Although these migrations began during the caliphates of Umar and Uthman (13–35 AH), they reached their peak during the Umayyad era. Prominent among the migrating tribes were the Azd, Tamim, Abdul Qais, and Bakr bin Wa'il. The persistent state of conflict, the need to secure conquered territories, the imperative to confront non-Muslims and rebels, and the administrative instability of Khorasan all led to the establishment of permanent Arab settlements in the region. Initially, the local populations of Khorasan responded to the Arab settlers with indifference or even open hostility. Over time, however, many Iranians began to participate in spreading Islam alongside the Arabs.
 
Methodology
This study adopts a descriptive-analytical approach and is based on library research methods.
 
Findings and Conclusion
The findings of this study highlight the pivotal role of Arab tribes and rulers in the spread of Islam throughout Khorasan and Transoxiana. Following the conquest of these regions and the mass migration—both collective and individual—of Arabs, Islam began to take root in a number of ways. One notable method was through intermarriage with the local population. Prominent companions of the Prophet Muhammad (PBUH), such as Qutham ibn Abbas ibn Abdul Muttalib, Buraydah ibn al-Husayb, and Akham ibn Amr al-Ghifari, played active roles in this process. A significant factor encouraging these intermarriages was the Arabs’ tribal organization, often structured around the concept of the "Dar" (clan or household). The transformation of Arab tribal communities into settled societies created a social need for integration, which naturally led to marriage with the locals. Additionally, polygamy—especially among warriors—was common, further reinforcing these bonds between Arabs and indigenous peoples.
Another influential factor in the spread of Islam was the construction of mosques. Cities such as Merv, Balkh, and Nishapur became early centers for Islamic practice, and the establishment of mosques in these cities accelerated the decline of Zoroastrian temples. In contrast, in areas where Islamic institutions were sparse or scattered, Zoroastrianism was able to survive for a longer period. In some cases, the expansion of Islam was also accompanied by military campaigns, which added an element of coercion to the process. While the Arabs were instrumental in introducing and institutionalizing Islam in these regions, the contribution of the indigenous peoples of Khorasan and Transoxiana should not be overlooked. Over time, local populations who initially responded to the Arab presence with indifference or hostility began to embrace the new religion and actively participated in its dissemination.
This research, employing a descriptive-analytical method and utilizing library sources, seeks to explore and clarify the respective roles of Arab migrants and indigenous communities in the early Islamic centuries. The evidence suggests that although Arab influence was foundational, the successful spread of Islam ultimately depended on the cooperation and engagement of both groups.

کلیدواژه‌ها English

Arab Tribes of Khorasan
Spread of Islam
Transoxiana
آموزگار، یوسف (1387). تاریخچه مختصر اعراب جنوب خراسان (منطقه عرب خانه).  نشریه پژوهش­نامه ادب حماسی، 4(6)، 17-49.
ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن علی (1385ق). الکامل فی التاریخ. بیروت: دار صادر.
ابن ندیم، محمد بن اسحاق (1366). الفهرست (ترجمه محمدرضا تجدد). تهران: امیرکبیر.
ابن رسته، احمد بن عمر (1365). اعلاق النفیسه (ترجمه حسین قره چانلو). تهران: امیرکبیر.
ابن عبدربه الاندلسی، احمد بن محمد (1407ق). العقد الفرید (تحقیق عبدالمجید الترحینی). بیروت: دارالکتب العلمیه.
ابویوسف، یعقوب بن ابراهیم (1399ق). الخراج. بیروت: دارالمعرفه.
اشپولر، برتولد (1391). تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی (ترجمه جواد فلاطوری). تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
الاصطخری، ابراهیم‌بن محمد (1381). المسالک و الممالک (تحقیق محمد جابر عبدالعال الحینی). جمهوریه العربیه المتحده: دارالعلم.
العلی، صالح احمد (1384). مهاجرت قبایل عربی در صدر اسلام (ترجمه هادی انصاری). تهران: حوزه و دانشگاه؛ سمت.
اکبری، امیر (1388). فتح خراسان و مهاجرت قبائل عرب به این سرزمین. نشریه پژوهش نامه تاریخ، ش ۱۷، 1-18.
بارتولد، واسیلی و لادیمیرویچ (1366). ترکستان‌نامه (ترجمه کریم کشاورز). تهران: انتشارات آگاه.
باسورث، ادموندکلیفورد (1377). تاریخ سیستان (ترجمه حسن انوشه). تهران: انتشارات امیرکبیر.
بلاذری، احمد بن یحیی (1978م). فتوح البلدان (تصحیح رضوان محمد رضوان). بیروت: دارالکتب العلمیه.
بهرامیان، مسعود، مفتخری، حسین، نیکو، و محمود (1393). پی‌آمدهای اجتماعی مهاجرت مهاجرت قبائل عرب به خراسان در قرون نخستین اسلامی. نشریه تاریخ اسلام، 15(4)، 145-169.
بیات، علی، دهقان پور، و زهره (1390). پیامدهای اجتماعی مهاجرت قبایل عرب به ایران. مجله تاریخ و تمدن اسلامی، ش ۱۴، 3-22.
پطروشفکی، ایلیا پاولویچ (1354). تاریخ ایران از دوران باستان پایان سده هجدهم میلادی (ترجمه کریم کشاورز). تهران: پیام.
پناهی، عباس (1388). تأثیر اوضاع اقتصادی و اجتماعی خراسان بر نحوه حکومت امویان. نشریه مسکویه، ش ۱۱، 27-44.
تاریخ سیستان (1366). (تصحیح ملک‌الشعرای بهار). تهران: پدیده خاور.
ترکمنی‌آذر، پروین (1385). عرب تباران خراسان و نقش آنان در سقوط امویان. مجله فرهنگ، ش۶۰، 1-26.
جاحظ، ابی عثمان عمرو (1969م). المحاسن و الاضداد. (حققه و قدم له فوزی خلیل عطوی). بیروت: الشرکه البنانیه الکتاب.
جوده، حسنین (1999م). جغرافیة الدول الاسلامیة. اسکندریه: منشاة المعارف.
چوکسی، جمشیدکرشاسب (1382). ستیز و سازش (ترجمه نادر میرسعیدی). تهران: ققنوس.
حاکم نیشابوری، ابوعبدالله (1375). تاریخ نیشابور (ترجمه محمدبن حسین خلیفه نیشابوری و تصحیح محمد شفیعی‌کدکنی). تهران: انتشارات آگاه.
حدود العالم من المشرق الی المغرب (1362). (به کوشش منوچهر ستوده). تهران: طهوری.
حموی، یاقوت بن عبدالله (1375ق). البلدان. بیروت: للطباعه و النشر.
خیاط، خلیفه (1415ق). تاریخ خلیفه. بیروت: دارالکتب العلمیه.
دانیل، التون (1383). تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در زمان حکومت عباسیان (ترجمه مسعود رجب‌نیا). تهران: انتشارات علمی فرهنگی.
دنت، دانیل (1358). مالیات سرانه و تأثیر آن در گرایش به اسلام (ترجمه محمد علی موحد). تهران: خوارزمی.
دوری، عبدالعزیز (1971م). العصر العباسی الاول. بیروت: دارالطلیعه اللطباعه و النشر.
زرین‌کوب، عبدالحسین (1367). تاریخ مردم ایران. تهران: امیرکبیر.
ـــــــــــ  (1397). کارنامه اسلام. تهران: امیرکبیر.
صدیقی، غلامحسین (1375). جنبش­های دینی ایران در قرن های دوم و سوم هجری. تهران: پاژنگ.
طبری، محمدحسن (1387ق). تاریخ الرسل و الملوک (تحقیق محمد ابوالفضل). بیروت: دارالتراث.
طقوش، محمدسهیل (1384). دولت امویان (ترجمه حجت‌الله جودکی). قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
عباسی، علی‌اکبر (1389الف). تحلیلی بر نقش قبایل عرب در تحولات خراسان از آغاز تا پایان دولت امویان با تأکید بر مراودات بومیان و اعراب ساکن خراسان (رساله‌ی دکتری ایران اسلامی)، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، ایران.
ـــــــــــ  (1389ب). زبان شناسی اعراب و بومیان خراسان در عهد اموی. نشریه تاریخ اسلام، 11 (4-3)، 203-226.
ـــــــــــ  (1391). حاکمان خراسان و اسلام در عهد اموی. نشریه پژوهشنامه تاریخ، 7 (28)، 131-147.
فرای، ریچارد (1365). بخارا دستاورد قرون وسطی (ترجمه محمود محمودی). تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
 ـــــــــــ  (1375). عصر زرین فرهنگ ایران (ترجمه مسعود رجب نیا). تهران: سروش.
کریستن سن. آرتور (1378). ایران در زمان ساسانیان (ترجمه رشید یاسمی). تهران: صدای معاصر.
گای لسترنج (1367). جغرافیای تاریخی سرزمین­های خلافت شرقی (ترجمه محمود عرفان). تهران: علمی و فرهنگی.
گردیزی، ابوسعید عبدالحی (1363). زین الاخبار (تصحیح عبدالحی حبیبی). تهران: دنیای کتاب.
گیرشمن، رومن (1379). ایران از آغاز تا اسلام (ترجمه محمد معین). تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
مارکوارت، یوزف (1373). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی (ترجمه مریم میراحمدی). تهران: اطلاعات.
مسعودی، علی (1399). مروج الذهب و معادن الجواهر. قم: دارالهجره.
مفتخری، حسین (1386). تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان. تهران: سمت.
المقداد، محمود (1408ق). الموالی و نظام الولاء من الجاهلیه الی اواخر العصر الاموی. دمشق: دارالفکر.
مقدسی، محمدبن احمد (1361). احسن التقاسیم فی المعرفه الاقالیم (ترجمه علینقی منزوی). تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران.
نرشخی، ابوبکر (1363). تاریخ بخارا (ترجمه احمد بن محمد نصیر القبادی و تصحیح محمدتقی مدرس رضوی). تهران: توس.
نفیسی، سعید (1331). اوضاع اجتماعی ایران در دوره ساسانی. مجله مهر، ش 2-3، 70-85.
ولهاوزن، یولیوس (1376ق). الدوله العربیه و سقوطها (نقلم الی العربیه یوسف العش). دمشق: مطبعه الجامعه السوریه.
یعقوبی، احمد (1378). تاریخ یعقوبی (ترجمه محمدابراهیم آیتی). تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

  • تاریخ دریافت 14 اسفند 1403
  • تاریخ بازنگری 28 فروردین 1404
  • تاریخ پذیرش 01 اردیبهشت 1404